![]() |
![]() |
|
| آهسته بيا نكنه ماهمو بيدار كني! |
|
به نام خدا
سلام...
امسال تولد هم گذشت...پارسال یادتونه؟؟؟چه خوب بود....خیلی هاتون دعوت بودین...
ممنونم از همه ی دوستام که نهایت لطف رو داشتن و با ایمیل یا آف تبریک گفتن.... ولی بچه های بلاگفا انگار ناراحتن ....چرا که این تاخیر طولانی ....منو از اونا دور کرده....
در هر صورت..بازم مرسی....
اینم پست امروز
شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت : شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود- اما طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد ازآن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابد چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه به روی من بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و به ره افتاد و او می رفت و من در دست او بودم و او هرلحظه سر را رو به بالاها تشکر از خدا می کرد پس از چندی هوا چون کوره آتش زمین می سوخت و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟ در این صحرا که آبی نیست به جانم هیچ تابی نیست اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من برای دلبرم هرگز دوایی نیست واز این گل که جایی نیست ؛ خودش هم تشنه بود اما!! نمی فهمید حالش را چنان می رفت و من در دست او بودم وحالا من تمام هست او بودم دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟ نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو ؟ و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت نشست و سینه را با سنگ خارایی زهم بشکافت زهم بشکافت اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد زمین و آسمان را پشت و رو می کرد و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را به من می داد و بر لب های او فریاد بمان ای گل که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی بمان ای گل ومن ماندم نشان عشق و شیدایی و با این رنگ و زیبایی و نام من شقایق شد گل همیشه عاشق شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 14:49 توسط نيلو |
|
|
به نام خدا
همون خدای مهربون...که بیشتر از همیشه نگاهش رو می خوام و می طلبم....خودش رو آرزو کردم..و همیشه امیدوارم به دستای مهربونش... چطورین؟ اوووووووووووو خیلی وقته نآپیدم.......خب در دسره روزگاره دیگه... امشب یه حال و هوای عجیبی دارم...یه چیزی بین خوشحالی و امید....می دونم تو روزایی که به اعلام نتایج نزدیکه این حس عجیبه اما...خب...احساسه دیگه..اونم احساس من که غیر قابل کنترل و پیش بینی نشدنیه... دوست دارم یه شعری رو بنویسم که بارها شنیدم اما تو رو خدا اینبار که می خونین..یه جور دیگه بخونین ..با دلتون بخونین..خیلی مطلب مهمیه...عمر ماها کوتاست...نه نه..جسارت نشه بهتون ولی واقعا وقته زیادی نیست ..برای دیدنه رنگهای زیبای محبت...اگه الان نه...پس کِی؟؟؟؟ آری... ... آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه نا پیداست.... من به پایان دگر نیاندیشم. که همین.... "دوست داشتن" زیباست. ... فروغ کاش دوست داشتنها و به خاطر "دوست داشتن".از همه چیز گذشتن ها ساده لوحی تلقی نشه... کاش همه باور کنیم اونی که عاشقه عاقل ترینه چون کاری رو انجام می ده که ندای قلبش می گه... دیوونه کسیه که از حتی قلب خودش فرار می کنه... همیشه گفتم..الان هم می گم: سبز و عاشق بمونین در پناه حق... تا بعد |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 0:22 توسط نيلو |
|
|
سلام....بازم سلام اما این بار یه جور دیگه سلاااااام اینبار این پست رو میذارم تا خودم هم با شما هر روز بیام بخونم باشه که تاثیر بذاره !!قبل از اوون بذارین نتیجه ی نظر سنجی رو بگم..که البته مطمئنا خودتون بهتر می دوننین .نتیجه اینکه این کنکوور باید باشه..هیشکی هم کاری نمی تونه بکنه..چاره همونیه که تو پستهای قبلی گفتم..باید باهاش کنار بیایم!!! البته این نظر سنجی خیلی ازش استقبال نشد ..دلیلش هم این بود که مخاطبای این وبلاگ بعضیاشون فقط در گیر کنکور هستن در نتیجه اینی می شه که شد!!! این وسط اعتماد به نفس یه نظر که: گزینه ریز میبینمش رو انتخاب کرد.جالب توجه.مگه نه؟!!!!! بگذریم !!!این روزا که می گذره!!!روزای خوبی نیس لا اقل برای من!!! شاید این روزا که به کنکور دانشگاه نزدیک و نزدیکتر میشم..خدا هم داره ازم کنکور میگیره!!! ولی به خودش قسم اون سختتره!! یه وقتایی آدم میبره!! ولی چقدر قشنگه که آخرش به خودش برسی!! به خدا!! به خدای قشنگ خودت برسی!! همون خدایی که حتی تو تنگترین و سخت ترین لحظه بازم کنارته!! حتی اوون وقتایی که تو قهقه های زمان شادیت غرق میشی و به یادش نیستی اون نگات می کنه و و مراقبته..همون خدایی که "بغلت می کنه تا یه وقت خیس نشی!!" ..... .... .... پائولو یه حرف قشنگی داره که می گه: تنها مردان و رنانی که در قلب خویش شعله ی مقدسی دارند می توانند با خدا رو به رو شوند . و تنها آنها راه بازگشت به عشق او را می شناسند. چرا که آنها می فهمند که فاجعه تنبیه نیست..بلکه مبارزه است...
نيروي درون را همواره بياد آر Always Remember The Stength Within You هنگامي كه سختي ها پي در پي تمام تلاشهايت را در هم مي شکند Tomorrow might seemگويي هرگز فردايي از راه نخواهد رسيد!! as if it will never come when the difficulties continue to efforts اما اميد آن است كه فردايي بهتر از راه برسد . But there is hope that a better tomorrow is near در ژرفاي وجودت نيرويي نهفته است تا تو را در there is strength within you تحمل تمام رنجها ي امروزت ياري رساند! that will help you bear all the burdens of today. جودي مه Jodi Mae
خدایا تو را شکر می کنم که به من درد دادی و نعمت درک درد عطا فرمودی .تو را شکر می کنم که جانم را به آتش غم سوزاندی .. و قلب مجروحم را برای همیشه داغدار کردی ..دلم را سوختی و شکستی ..تا فقط جایگاه تو باشد...دکتر مصطفی چمران ************************************************************************** ادامه دارد......در ياري جستن از ديگران ترديد مكن .Dont hesitate to reach out for help امروز يا فردا ، همه بدان نيازمنديم. we all need it from time to time از عشق مگريز Dont run away from love به سوي آن بشتابء but towards love چه .. . .because عشق ژرف ترين شادي ماست its our deepest joy چشم به راه آنچه مي خواهي نمان.. .Dnt wait for what you want to come to you با تمام وجود آن را بجوي ، Go after it with all that you are و بدان كه زندگي در نيمه ي راه با تو ديدار خواهد كرد. . knowing that life will meet you halfway. اگر تدبيرها و روياهايت Dont feel like you've lost when با اميد ها ي تو همسو نشدند planes and dreams fall short of your hopes نه! تو راه گم نكرده اي! هر آينه كه Anytime you چيزي نو از خود و زندگي بياموزي ، learn something new about yourself or about life بدان كه پيش رفته اي ،you have progressed از هر آنچه ارز تو بكاهد بپرهيز! ! !Dont do anything that takes away from your self-respect. احساس نيكو به زندگي داشتن Feeling good about yourself is در گرو احساس نيكو به خود داشتن است . essential to feeling good about life. هرگز خنده را از ياد مبر ،Dont never forget how to laugh و غرور نبايد مانع گريستن تو شود..كه ... . or be too proud to cry با خنديدن و گريستن است كه It 's by doing bothزندگي معناي كامل مي يابد .that we live life to its fullest.
خب ...اينم حرفاي امروز!!! شايد نشه تا چند وقت ديگه بيام ..و آپ كنم............ ولي منتظر دلگرمي هاتون تو يادگاريهاتوون هستم.....مخصوصا شمايي كه كنكور خدا رو تا حدي گذروندين و تجربه دارين...!! ..شما دوستاي خوبم كه بقول يكي..دوست خوب نعمتيه كه خدا به آدم ميده!! مراقب خودتون باشين.......... سبز ..شاد ..سالم...و عاشق بمونين....... باي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 14:16 توسط نيلو |
|
|
سلام.............
اول از همه بذارین این ایام رو که برای خود من قشنگترین روزاست بهتون تبریک بگم!!!!خیلی دوسش دارم ایکاش بشنوه و زودتر پیداش شه!!!کسی که واسه دیدنش حاضرم پر پر بشم!!!!کسی که مهربونی اون(استثنا)از وسعت تموم آسمون شب هم بیشتره!!!!كسي كه كمكم مي كنه به من كه خيلي بي معرفت بودم باهاش!!!.........منتظرتيم!!
از خیلی قدیمترا تا حالاها ..حرف زدن تنها کاری بود که براش حوصله نداشتم......شاید بعضیاتون بخندین که چرا ؟!؟!؟! تو که ماشالله......... نه منظور از حرف زدن..حرف دله!!! حرفی که خالیت کنه!! نگفتم...تا حالا به هیشکی حرف دلم رو نگفتم.....هیشکییییی...به غم آلود کردن دلم عادت کردم...به سکوت محض...نمی تونم...این روزا بد تر شده......با خندیدن و حرفای عادی فقط می خوام نشون بدم که بلدم کلماتی رو تو دهنم بسازم و بگم!!شاید تنها چیزی که بیشتر از همه حرفام رو شنیده!!! بیشتر حرفامو!! همین شبه!!! با اون ماهش(که دیشب تو آسمون شهرمون غوغا می کرد!!!)....واسه همین .می خوام یه چیزای رو رونویسی کنم براتون ...باشه که شاید این نوشته خودم رو هم آروم کنه!!!!!!..........تو دست نوشته های خلیل جبران اینرو پیدا کردم....چیزی که می شه گفت شبه حرفای منو شبه!!!
«من هم مانند توام ، ای شب، تاریک و برهنه ، بر جاده فروزانی که بر فراز روبا های من است راه می روم،و هر گاه پایم به زمین می خورد یک درخت بلوط تناور پدید می آید...» «نه تو مانند من نیستی ،ای دیوانه ،زیرا تو هنوز به پشت سر نگاه میکنی تا ببینی که جای پایت بر روی ریگ به چه بزرگی ست» « من مانندتوام ای شب ،خاموش و عمیق ،و در دل تنهایی من الاهه ای ست در بستر زایمان ، و در وجود من آن که زاییده می شود آسمان به زمین می رسد» «نه تو مانند من نیستی ،ای دیونه زیرا که تو هنوز در برابر درد می لرزی،و از صدای سرود مغاک به وحشت می افتی» «من مانند توام ای شب،وحشی و وحشتناک، زیرا گوش های من پر است از فریاد ملت ها مسخّر و آه زمین های فراموش شده!!!» « نه تو مانند من نیستی ای دیوانه، زیرا که تو هنوز آن خویشتن حقیرت را به رفاقت می گیری، و با آن خویشتن غول آسایت رفیق نمی شوی»
من مانند توام ای شب، شکیبا و پر شور ، زیرا که در سینه ی من هزار عاشق در کفن بوسه های پژ مرده مدفون اند» «آری، دیوانه، آیا تو مانند منی؟ تو مانند منی؟ آیا تو می توانی بر طوفان سوار شوی،چنان که بر اسبی و آذرخش را به دست بگیری، به سان شمشیری؟» «مانند تو ،ای شب، مانند تو ، بزرگ و بلند، و تخت مرا بر توده ی خدایان فرو افتاده ساخته اند ، و روز ها نیز در برابر من می گذرند تا دامن پیراهنم را ببوسند ولی هرگز بر رویم نگاهی نیندازند» آیا تو مانند منی؟ ای زاده ی تاریک ترین قلب من؟ آیا تو هم اندیشه های رام نگشته ی مرا می اندیشی؟ و به زبان بیکران من سخن می گویی؟ «آری ، ما برادران همزادیم(فرزند و پدر!!!!!!) ، ای شب ، زیرا که تو فضا را آشکار می کنی و من روح خود را!»
آره .....سخته ..نمی شه مث شب صاف و پاک بود!!! ..... ******************************************************* خدایا!!! همیشه می خوانمت!!! به یادم باش!!! دوستت دارم!!! چون تنها،تویی!!! یادم ده چون تو تنها باشم... نه چون تنهایان زمین... که تنهایی گدایشان می کند!!! کمکم کن!!!!!!!!
خدايا به همه كمك كن........و به من هم!!!! قربون شما...... واسم دعا كنين!!! باي تا پستهاي بعد!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 10:52 توسط نيلو |
|
|
سلام به دوستان گلم اینبار بجای شعر خودم این دو تا شعرو می ذارم چون می دونم که خیلی قشنگترن!!! می دونین چیه؟ این هفته .. هفته ی خوبی نداشتم... هر شرایطی کنار اومد....شاید لا اقل این یه حرفش درست بود!!! ...(نظر شما چیه؟) راستي اونايي كه مث خودم عاشق شب هستن..::::اينجا كليك كنين یه آهنگ:NILOO musice كس نگفته ست زندگي كار ساده ايست ، No one ever said life would be easyگاهي بسيار سخت و نا خوشايند مينمايد .and it seems so unfair sometimes اما با تمام فراز و فرودهايش ، زندگي...... ..Yet life's ups and downs از ما انساني بهتر و نيرومند تر مي سازد .make us better and stronger حتي اگر در لحظه ، حقيقت آن را در نيابيم... . even though we may not realize it, at the moment time. به ياد آر ........ .Remembe ... كه در آزردگي ، رنج ، از خود دور داري..... .When you hurt,let the pain out و در دلتنگي ، بگذاري اشكهايت جاري شوند .، When you 're sad, let the tears flow. و در خشم خود را رها سازي.... When you're angry,release it و در ناكامي ، بر خود چيره شوي ،When frustration seta in , work it out تا مي تواني يار خود باش.. .Help yourself as much as you can مي تواني بهترين دوست خود باشي!!! ،You can be your own best friend اما. . .But اما به هنگام آشفتگي مرا خبر كن!!! !!!But when you need to share your confusion,let me know. مي كوشم ،بدانم چه وقت بايد در كنارت باشم.. ..I try to know when to be there اما گاه ممكن نيست، پس خبرم كن. .But I cant't always unless you let me know
عشق بالاترين هديه ايست Love is the greatest gift كه مي توانيم به يكديگر بدهيم.... . we can give to one another و ايثار يكي ار بزرگترين لذتهايي است and giving is one of the greatest joys كه به ما ارزاني شده . life bestows upon us من اينجايم.....هر زمان و هميشه! !I'm here....... to give to you تا هر آنچه دارم به تو هديه بدهم....... . .Whenever and for always لوري وايمر Laurie Wymer بر خود سخت مگير گاه بسيار آشفته ايم Our days csn sometime be very confusing گويي كوهي از كارها در برابر ماست، ,.We seem to have too many things to doو گره هاي بسيار كه بايد گشود too many problems to solveو زمان كافي براي اين همه فراهم نيست and not enough time to accomplish everything.. گويي فراموش مي كنيم ،We tend to forget that كه هر روز معجزه ي زيبايي است each day is beautiful miracleسر شار از عشق و شادي.. and there is much love and enjoyment to be experienced.مجبور نيستي تمام گره ها را يك روزه بازگشايي You don't have to solve every problem و تمام هدف ها را يكباره نشانه روي ، or accomplish all your goals in one dayامروز همان كن كه مي تواني ،Finish what you can today, و باقي را گو كه فردايي هست . and leave the rest for tomorrow .براي آسايش خود ، بودن با دوستان و عزيزان ، Allow to be with your friends and loved to onesبازي و تفريح و نشستن زير آفتاب ، time to play,and time to sit in the sunshine.وقتي را برگزين. بر خود سخت نگير and you will find Be easy on yourself تا ببيني كه سختي ها چگونه آسان تر مي شوند و ,your problems are easier to solve,چگونه مي تواني كار هاي بيشتري را پيش ببري. and that you can accomplish more with your timeو نيز دريابي كه And you will also find that زندگي اينگونهه با آرامش بيشتري مي گذرد . your life is more peaceful,و روزها شادمانه تر به شب مي رسند، your days are more fun, and that you are happierو تو خود سر زنده تر و راضي تر . and more aontentدونا لوین Donna Levine
قربون همتون /// التماس دعا..... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 13:21 توسط نيلو |
|
|
سلااااااااااام به همه ی شما ........
اول از همه بذارین از دوستان گلی که به یادم بودن و تولدم رو تبریک گفتن تشکر کنم.. قرار به این بود که شعرهام رو بذارم تو وبلاگ......اولیشونه .خیلی دوست دارم نظرتون رو بگین........البته این روزا اینقدر سرم شلوغ می شه که خیلی کمتر وقت میکنم شعر بگم یا چیزی بنویسم......
کاش ای کاش که وقتی .......... ..................دم آن باغچه ی کوچک آبی .......آن صبح... قاصدک ناز کنان می آمد......و ز دست سردم...آرزویی می خواست...... طلب عشق نمی کردم من.....بال پرواز نمی جستم من ... آخر این دل که پر از تنهاییست...طلب عشق کند بیعاریست!!!!! کاش ای کاش آن روز آن باد ........ دست یاری می داد .................. خبرم می داد از حال بد آن ابری .... که بدنبال دلی می گشت سرشار از بی خبری!!!! تا بگیرد آسمانش را ...... و نبارد هرگز.... اشک از بی کلکیست........و همان ابر..همین می دانست..... که نمی خواست ببارد و هرگز.... بشوید این دل... و و و وکنون دلتنگم.................... .دل تنگی که بیاد خودم می بارد...... یاد خود دارم و دلتنگ خودم!!!!! *** خدایا ..!! نگذار دروغ بگویم!!!! زیرا دروغ ظلم کثیفی است!!!! خدایا!!! محتاجم نکن که به کسی تهمت بزنم!!! زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است دکتر مصطفی چمران منتظر یادگاریهاتون هستم... قربون شما دوستای گلم!!!! التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 12:56 توسط نيلو |
|
اول اول اول ....بذارین بگم که چرا اسم این وبلاگ دیوونه ی شبه!!! تا واسه بعضی از دوستان روشن بشه که هیچ ایهامی در کار نیست!! من اگه اسم وبلاگ و گذاشتم دیوونه ی شب واسه اینه که من عاشق شبم!! هیچ چیز رو مثل اوون دوست ندارم...حس می کنم همه ی عر فان . عشق . زندگی......... همش توی همون سکوتیه که توش سیاهی فریاد می زنه!...وقتی یه نمه نسیم می وزه ..همه ی آدمای ماشینیه دورو ورت خوابن..و تو تنها با ستاره هایی که خالصانه تر از زمینی ها می شنون تو رو ...روی بوم خونه نشستی .. معرکه تازه اینجاست که تو اوون سیاهی ها باباتو می بینی(ماه) ..که می شنوه و جوابتو می ده!!!!.. اینا رو تو زندگیم با هیچی عوض نمی کنم... از بچگی شب رو دووس داشتم و خواهم داشت ..تا همیشه چون اون هم دوسم داره
حالا مي خوام يه چند خط شعر از خليل جبران بنويسم چون واقعا حيفم مياد اونا رو نخونين...سري هاي بعد شعر هاي خودم
دوستي فرصتي براي سود آوري نيست...... اگر نتوانيد دوست خود را در همه ي اوقات درك كنيد هرگز او را درك نخواهيد كرد.
دوام نخواهد داشت... حتي اگر به پرستيدن منجر گردد. دو دل باخته چيزهايي را در آغوش مي كشند .. بيش از آنكه يكديگر را در آغوش كشند.. بي شك عشق در يك جا جمع نمي شود .. عشق...كلمه اي است از نور دستاني از نور آن را بر برگي از نور نوشت. بر گرفته از كتاب ماسه و كف ...........قربون همتون ..... دلم می خواست همتون رو واسه تولدم دعوت می کردم...........می دونین که نمی شه ولی جای همتون رو خالی می کنم..!!!!!!!! یه مردادی دو آتیشه..(۲۷ ام)
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 2:57 توسط نيلو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 تیر 1386 شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|